تبليغاتX
نرگسانه


نرگسانه

فقط قراره جای حرفای دلم باشه...






رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا

مستعد سفـــر شهر خدا كرد مرا


از گلستان كرم طرفه نسيـمي بوزيد

كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا


فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات

همرهـي تا به لـب آب بقـا كرد مـرا


من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي

لايـــق مكتب فخــر النجبا كـــرد مـــرا


در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او

من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا


دست از دامن اين پيك مبـارك نكشم

كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا


زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف

در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا كــــرد مـــرا


هر سر مويــم اگـر شـكر كند تـا به ابــد

كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا





فتح‌الله اسلامي‌نيا





http://nargesaneh.persiangig.com/ax1.JPG



فراز هایی از دعاى امام سجاد(عليه السلام) هنگام حلول ماه رمضان:



 سپاس خدائى را سزاست كه ماه خود رمضان را، ماه صيام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزكيه، و ماه تصفيه و پاك كردن (از گناهان)، و ماه قيام و ايستادن (براى نماز در شبها يا به پا خاستن در احياى اسلام و جهاد در راه خدا) را يكى از آن راههاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى كه قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى كه براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانه‏هاى آشكار رهبرى، و جدا كننده ميان حق و باطل است.

پس برترى آن را بر ماههاى ديگر به سبب حرمتها و گرامى داشتنهاى بسيار و فضائل و برترى‏هاى آشكار كه براى آن قرار داد، هويدا گردانيد، و در آن ماه از جهت‏بزرگ داشت، آنچه را كه در ماههاى ديگر حلال كرده حرام نمود، و خوردنيها و آشاميدنيها را در (روزهاى) آن منع كرد، و براى آن وقت آشكارى (معينى) قرار داد، كه خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمى‏داند كه پيش انداخته شود و نمى‏پذيرد كه از آن وقت‏به تاخير افتد. سپس (عبادت و بندگى در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر ناميد (شبى كه خداى تعالى اجلها و روزيها و هر امرى كه حادث مى‏شود را مقدر مى‏فرمايد) در آن شب (بسيارى از) فرشتگان و روح (كه مخلوقى است‏بزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر كه از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى كه محكم و استوار كرده (كه تغيير و تبديلى در آن نيست).

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماههاى ديگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (كه قيام و ايستادگى بر آن واجب است) و دورى گزيدن از آنچه را كه منع و حرام كرده‏اى به ما الهام نما، و ما را به روزه داشتن آن به وسيله باز داشتن اندام از گناهان و به كار بردن آنها به آنچه تو را خوشنود مى‏گرداند يارى فرما، تا با گوشهامان سخن بيهوده گوش ندهيم، و با چشمهامان به سوى بازى (كارهائى كه انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابيم. و تا دستهامان را به حرام دراز ننمائيم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرويم. و تا شكمهامان نگاه ندارد و گرد نياورد جز آنچه (خوردنى و آشاميدنى) كه تو حلال و روا گردانيده‏اى. و زبانهامان گويا نشود جز به آنچه (قرآن مجيد و گفتار پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام) تو خبر داده و بيان فرموده‏اى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهيز از گناهان در حال روزه‏دارى است) و رنج نكشيم جز در آنچه (عبادت خدا و خدمت‏به خلق) كه به پاداش تو نزديك گرداند، و به جا نياوريم جز آنچه كه از كيفر تو نگاه دارد.

سپس همه آن كردارها را از ريا، و خودنمائى خود نمايان و از سمعه و شنيدن شنوندگان خالص و پاكيزه گردان كه از آن كسى را با تو شريك نگردانيم، و جز تو در آن مقصود و خواسته‏اى نطلبيم.






متن کامل دعای حلول ماه رمضان رو میتونید از اینجا بخونید:

http://www.balagh.net/persian/specific/ramadan/16.htm




همچنین درباره ی فلسفه ی روزه اینجا یه چیزایی نوشته:

http://www.balagh.net/persian/specific/ramadan/05.htm




دعاهای روزهای ماه مبارک رو هم از اینجا میتونین بشنوین:

http://www.aviny.com/voice/doa_ziarat/rozaneh_ramazan.aspx



اینم یه سایت خیلی جامع درباره ماه رمضان:

http://www.balagh.net/persian/specific/ramadan/index.htm








التماس دعا
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 11:47 توسط نرگس خانوم| |





این جمعه نیا امیرمان می آید ...

آن جمعه نیا وزیرمان می آید ...

داریم حساب میکنیم آقا جان...

از آمدنت چه گیرمان می آید....






كوریم و ندیدیم خدایی هرگز

یكبار نگفتیم كجایی، هرگز

ما كار مهمتر از شما هم داریم

حق داری اگر جمعه نیایی هرگز







توضیح:
از کارهای قدیمی خودمه...
تقریبا از اولین هاش... پس طبیعتا چندان جالب هم نیست!
کار جدیدم تموم شه غافل گیرتون میکنه!
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 11:24 توسط نرگس خانوم| |


در حالی که هیچ کس ناز ما را خریدار نمی باشد 2روز می باشد که دلمان درد می نماید...

این در حالیست که هنوز نمیدانیم میکروب گوارشی چه می باشد...

دوستم می گوید یک نوع میکروب خوکی می باشد...

من به این نکته توجه می کنم که آیا میکروبش هم مثل خودش نجس می باشد؟؟

آن یکی دوستم می گوید تو چقدر مریض می شوی؟؟ آیا ایدز داری؟؟

من نمی دانم که ایدز خوردنی است یا پوشیدنی؟


احتمالا تا چند سال دیگر بیشتر زنده نمانم...

حلال بفرمایید




این عکس عنفوان کودکی خودم می باشد.




پی نوشت:



ما در یک حرکت خانوادگی مریض می باشیم...

دیشب که آبجی خانوم در درمانگاه دچار سرم زدگی شده بود _ درحالیکه خانم روی تخت کناری منتظر بود شوهرش کفشهایش را پایش کند _ به فاطمه گفتم پاشو خودت کفشاتو بپوش...!


نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 13:24 توسط نرگس خانوم| |





سنگینی بار انتظار برپشت ما سنگینی یک سال و دو سال نیست ، سنگینی یک قرن و دو قرن نیست ، حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست...


تاریخ انتظار و شکیبایی ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است برمی گردد ، به آن تیرها که از کمان قساوت برخاست و برگلوی مظلومیت نشست...
از آن زمان تاکنون ما به آب حیات انتظار زنده ایم ، انتظار ظهور منتقم حسین...
تحمل شدائد از آن رو شدنی بود که ظهورت شدنی بود و به تحقق پیوستنی...


تاریخ استقامت ما از آن زمان نیز دورتر می رود ، از عاشورا می گذرد و به بعثت پیامبر اکرم (ص) می رسد. هم او که در مقابل همه ی جهل و ظلم و کفر و شرک و عناد و فسادی که جهان آن زمان را پوشانده بود وعده می فرمود که کسی خواهد آمد...


اما تاریخ صبر و انتظار ما به دورترها برمی گردد ، به مظلومیت و تنهایی عیسی ، به غربت موسی ، به استقامت نوح و از همه ی این ها گذر می کند تا به مظلومیت هابیل برسد...


انتظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تاکنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ی ظهور...


آری و در آن زمان هستی حیات خواهد یافت ، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهای خشکیده ی عالم خون تازه خواهد دوید...


****خدا کند تو بیایی - سید مهدی شجاعی





 

میلاد با سعادت گل نرگس حضرت صاحب الزمان بر شیعیان حضرتش مبارک




 

 


قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است...
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است...
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است...
عرق شرم زمین است که سرباز کم است...




اللّهمّ عجّل لوليّك الفرج



نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 21:6 توسط نرگس خانوم| |


به دلیل تقارن تولد داداش جانمان با شبهای قدر و ایام شهادت امام علی (ع) با مشورت جمعی این نتیجه حاصل شد که امسال مراسم تولد 4 سالگی " محمد حسین خان " به جای 20شهریور در روز معادل قمری آن برگزار گردد...

(اوه... عجب جمله ی طولانییییییی!!!)


بهمین منظور درحالی که تولدشو تبریک میگین به عکس های مراسم دیروز توجه فرمایید!

گفتنی است مراسم در منزل مامان بزرگ جان برپا شده بود.







همچنین به منظور تژدید خاطره چند عکس از گذشته هم خدمت شما تقدیم می گردد....



این عکس پاسپورت داداشی می باشد!!



تصویری از یک روزگی حضرت والا









(عروسی پسر عمه)

عکس تزئینی می باشد....

عروس مذکور ناشناس بود... الکی عکس گرفتیم!






پی نوشت:

بلند بگو ماشاءالله!!

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 13:36 توسط نرگس خانوم| |




با آنکه به حق جان جهان است حسین

فرمود که جان من فدایت عباس





خویش را در عشق نشناسی خوش است

عاشقی هم حضرت عباسی خوش است





اعیاد پیش رو مبارک

التماس دعا


نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 23:30 توسط نرگس خانوم| |


وااااای

باورم نمیشه ...

اون همه شور و شوق و جنب و جوش برای عزیزترین کسم که عروسیش برام ازهمه چیز مهمتر بود...

همه اش تموم شد...

(حالا ازین به بعد دلمون به چی خوش باشه!!؟؟)



وقتی دیدمش اشک تو چشمام جمع شد...احتمالا اشک خوشحالی بود...

هرچند موقع عقدش یک هفته تموم از غصه اشک میریختم که مهربون ترین و ماه ترین دوستمو از دست دادم...

دیشب اما لابلای اشکهام از ته دلم براش آرزوی شادی و خوشبختی کردم...

دیشب افتخار کردم که خواهرم زیباترین عروسی شده که به عمرم دیدم...

و خدا رو شکر کردم که همه چیز خوب و عالی پیش رفت...




بهاره ی عزیزم

خواهر عزیز تر از جونم

برات یه دنیا عشق و شادی و سلامتی آرزو میکنم و دعا میکنم خوشبخت و عاقبت بخیر باشین.







پی نوشت:

1) این مطالب رو با بغض نوشتم...


2) با برگزاری عروسی مجددا میتونیم خوردن و چاق شدن رو از سر بگیریم!!




نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 11:21 توسط نرگس خانوم| |


Design By : Night Skin