نرگسانه
فقط قراره جای حرفای دلم باشه...
امشب پرستوی علی از آشیان پر می کشد داغ فراق فاطمه آخر علی را می کشد التماس دعا دیگر دلیلی برای ماندن نیست... شانه هایم دیگر توان تحمل این بار سنگین را ندارند... فقط هرلحظه منتظرم کسی مرا ازین خواب عمیق بیدار کند... پناه میببرم به اوکه با بندگانش مهربان ترین است و یادش آرامش بخش دلها ... 

ونه حتی دلیلی برای خندیدن...
به هر طرف رو میکنم نشانه ای و علامتی دوباره جرقه ای میشود برای ترکیدن بغضی که تمامی ندارد...
اشکهایم برای غلطیدن روی صورتم برهم پیشی میگیرند...
دلم جز با اشک انگار آرام نمیشود...
| Design By : Night Skin |


