نرگسانه
فقط قراره جای حرفای دلم باشه...
سال نو آمد و نوروز دل افروز رسید از خدا میطلبم شاد و شکوفا باشید توضیح: در پی درخواستهای مکرر دوستان مدیریت وبلاگ (! و اين اولين قانون مورفي بود که در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا قـوانین مورفی اکنون افزون بر هـزاران قانون می بـاشد کـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه ای از قـوانـیـن حـاکـم بر زنـدگی هسـتند کـه اکثر آنها از بدبینی نشات گرفته و جنبه شوخی دارند امـا بسـیاری از آنها نیز عینیت و واقعیت دارند . این هم برخی از قوانين مورفي : *اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد. *هيچ کاري آن طور که به نظر ميرسد ساده نيست. *وقتي در ترافيک گيرکردهاي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه ميافتد. *هر کاري بيش از آن چه فکرش را ميکني دو برابر آن چه بايد وقت ميبرد مگر *هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن. *در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام *وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و… هميشه ديرتر از موعد حرکت *اگر به نظر ميرسد همه چيزها خوب پيش ميروند حتما چيزي را از قلم انداخته اي. *احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد. *هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار *اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکانهاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا ٨٠*% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي. وقتي *قوانين اتوبوسي مورفي: اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد. اگر زود *قوانين عاشقانه ي مورفي: همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده فلسفه مورفي: ” لبخند بزن … فردا روز بدتريه “!!! و اما سرنوشت خود آقاي مورفي : يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي گفته بودی مثل قلبی هستم که راه می رود... مدتهاست سعی میکنم نامهربانی را تمرین کنم... دیشب وقتی از خوشحالی خوشحالی ات اشک چشمانم را تر کرد و از صمیم قلب برایت خوشبختی آرزو کردم... فهمیدم که هنوز نامهربانی را یاد نگرفته ام... هنوز هم خواهرانه برایت دعا میکنم... اشک هایم را روی نامه با قطره چکان جعل میکنم... شاید دلتنگ خنده هایم باشی... ببخش اگر این روزها دوست داشتن با گریستن اثبات میشود... 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

التماس دعا![]()
!) بر آن شد که یک پست را به آقای مورفی و قوانینش اختصاص دهد....
قانون مورفي در سال ١٩٤٩ در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي
مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سختترين
آزمايشهاي پروژه يک تکنسين تمام سيمها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب
شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت : "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود
داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه!!! "
کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب
رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند…
اين که آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت ميگيرد.
دادن آن نود درصد است.
مي کنند مگر آن که شما دير برسيد در اين صورت درست سر وقت رفته اند !
ديگري را انجام دهي.
دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است .
برسي اتوبوس دير ميآيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. اگر بليت
نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري. هر چه
بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که
درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد .
باشند حتما دليلي دارد. هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصلهاش
از تو بيشتر است.
مورفي تموم ميشه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشينها با سرعت
مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه کنار که بقيه رو با تاکسي بره. همين
جوري راحت کنار بزرگراه ايستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که
داشته خلاف جهت مي اومده مي زنه بهش و ميميره. اتفاقا اون روز لباسش هم
سفيد بوده!!!![]()


| Design By : Night Skin |


