تبليغاتX
نرگسانه


نرگسانه

فقط قراره جای حرفای دلم باشه...

 

 

عاشقی لایق هر آدم پیزوری نیست!
پسرم !عشق که یک چیز همینجوری نیست!

عشق گنج است ولی رنج فراوان دارد
خودمانیم تو را طاقت رنجوری نیست!

تا چهل سال دلی خون نخورد دل نشود
طعم انگور که چون باده انگوری نیست

فرض کن نیست هوس آنچه هوا در سر توست
شور عشق است ولی عشق به این شوری نیست!

عشق یک چیز لطیف است زمختش نکنید
عشق یک پرده زیباست ولی توری نیست

خانه بی دلبر و معشوق بهشت است ولی
چون بهشتی است که در داخل آن حوری نیست

عشق منظومه زیبای پریشانی هاست
پسرم! عشق که یک حس همینجوری نیست!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:31 توسط نرگس خانوم| |

 

دیدین بعضیا آدم بشو نیستن؟؟؟
(البته بلا نسبت ما....!)

اگه جای این 10-12 روز فرجه ها 40 روزم تعطیل بودیم باز بخش عمده درسم میموند واسه صبح امتحان!!!
همچنانکه که کسی تو این 12 سال نتونست منو درست کنه!!
(بدجور دارم افشاگری میکنما!!!)

حالا بر عکس من....فاطمه (آبجی خانوم!!!)
با همون روپوش مدرسه مشقاشو مینویسه!!!
هرچی من دق دادم اطرافیانو.....این منو دق میده!!!


مثلا اگه قراره واسه هفته بعد واسش نقاشی بکشم....
چشمتون روز بد نبینه...!!!
از در که میام تو شروع میکنه....
نرگس جون.....نرگس جون.....نرگس جون.....نرگس جون.....
تو خواب و بیداری ول نمیکنه تا واسش بکنم!!!!

داشتم از خودم میگفتم...
اتفاقا صبح کنکورم ساعت 6و30 تو ماشین داشتم یه چیزی میخوندم تو کنکور اومد!!!!
واسه کنکور آزمایشی ها که میرفتیم بابای دوستم میگفت کیفاتونو خالی کنین...!!!
کتاب نبرین!!

یادم نمیاد صبح امتحانی رو گذرونده باشم که همه درسمو خونده باشم!!!
صبح امتحان نهایی فیزیک فکر کنم 3فصل رو صبح خوندم!!!
20 هم شدم!!!
خلاصه با این بازیگوشیا خداروشکر شاگرد زرنگ بودم!!
(البته خودم دچار این توهمم!!!)

ولی امروز...
وااااای!!!!

*************************************************


صبح نماز صبح خوندم شیرجه میرم تو جام....
(خوب حالا تا 6و30 میخوابم!!!)

6و30:
حالا بذار تا 7!!!!

حدود 7:
میدوم صورتمو میشورم با چشمای پفالو سعی میکنم به خودم بفهمونم که وقت نیست!!!

تا 8 میخونم!!!
بعد بدو بدو میپوشم....

8و30:
جلوی تلویزیون....صبحانه میخورم...
بچه پاشو برو...
دیره!!!

-------> هنوز متوجه عمق فاجعه نشدم !!!

8و48:
موبایلم زنگ میزنه...
(من دارم رانندگی میکنم!)
------>عمرا جوابتو بدم!!
نه که قبلا تجربه خوبی داشتم!!!؟؟؟

8و50:
جلوی در دانشگاه:
آخ جون! جا پارک هست!!

-------> همچنان متوجه عمق فاجعه نشدم !!!

9:
سر جام نشستم:
فکر کنم کم کم دارم به عمق فاجعه پی میبرم!

سوالا رو میبینم....
به به
خوب
اولیشو که بلدم!!
دومی:
........
سومی:
جانم؟؟؟
بعدی:
......
پنجم:
....هان؟؟؟
-با توجه به قضیه دیورژانس انتگرال....
-جانم؟؟؟
قضیه چی ور ژانس؟؟؟
چی فرمودین؟؟؟
(این دقیقا تو همون سه صفحه ای بود که من نخوندم!!)


خلاصه:
ما که عرضه تقلب هم نداریم...!!! (البته ما عرضه خیلی چیزارو نداریم!!!)
پس به ناچار سوت میزنیم!!!
و حسرت میخوریم به اونایی که دارن تقلب میکنن!!

برگه ها رو میدیم...
هنوز تو شوکم....

....
....
...


وهمچنان در شوکم...!!
این چه امتحانی بود که من دادم!!!؟؟


ولی فکر کنم هنوزم به عمق فاجعه پی نبرده باشم!!!

 

***پاورقی:
نترسین...!
انشالله پاس میشم!!

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 0:48 توسط نرگس خانوم| |

  

  

 

 

سلام سلام

این بار واسه استراحت دادن به شما از خودم چیزی ننوشتم!!!

 

اینم محض تنوع!!!

عکس خواهر و برادر من!! فاطمه خانوم و آقای محمد حسین!

 

 

 اینم منم وقتی جوون بودم!!!

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:38 توسط نرگس خانوم| |

        

 

                 

 


السلام علیک یا فاطمه الزهرا

سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رو به پیشگاه فرزند دلبندش حضرت ولی عصر (عجل الله  تعالی فرجه الشریف) و سادات و شیعیانش تسلیت میگم .

 


ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم

هر کسی جسم عزیزش روز بردارد ولی
ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم

کاش آن روزی که زهرا گفت پهلویم شکست
ما دم در حق حفظ جان مادر داشتیم

کاش آن روزی که تنها مادر ما را زدند
ما یکی را در میان کوچه یاور داشتیم

کاش محسن را نمی کشتند تا ما غنچه ای
یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم

کاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شدیم
جای آغوشش به خاک تیره بستر داشتیم

این درو دیوار می گرید به حال ما که ما
مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم

مادر ما رفت از دنیا در آن حالی که ما
گریه بر حالش سر قبر پیمبر داشتیم


 

"غلامرضا سازگار"

 

 

*****************************************************

 

 

آتش کین خصم اگر در بیت پیغمبر نمی زد
کربلا از خیمه ها سر شعله آذر نمی زد

گر لگد بر در نمی کوبید دشمن در مدینه
شمر در کرب و بلا پا بر تن بی سر نمی زد

بین دیوار و در از کین کشته گر محسن نمی شد
حرمله پیکان به حلق نازک اصغر نمی زد

خونفشان گر سینه زهرا ز میخ در نمی شد
بر حسینش کس سنان و نیزه و خنجر نمی زد

بازوی مادر نمی شد گر زکین خصم نیلی
کربلا کس تازیانه بر تن دختر نمی زد

همچو شمعی فاطمه از داغ بابا گر نمی سوخت
همچو پروانه رقیه گرد بابا پر نمی زد

گر نمی شد صورت دخت نبی از کینه نیلی
حرفی از سیلی رقیه با سر اطهر نمی زد

گر ز داغ فاطمه خون بر دل حیدر نمی شد
ناله ای از دل حسینش بر سر اکبر نمی زد

گر نمی شد آن قدر جور و جفا طالع به زهرا
تیغ بر فرق علی بن ملجم کافر نمی زد

 

"اسماعیل ولیخانی"

 

التماس دعا

 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:53 توسط نرگس خانوم| |

 

 

من پرم از تو ولی دور از تو....
و تو نزدیکتر از من به منی...
کاش حرفی بزنی...

 

****************************************************

                               

 

در چند روز گذشته که حالم بدجوری گرفته بود و قاط زده بودم من و خودم تصمیم گرفتیم که با هم قهر کنیم و در همین راستا وبلاگ پیش رو را هم تعطیل نموده منهدم نمایییم!!!


اما از اونجایی که اغلب تصمیمات بزرگ زندگی ما عملی نشده باقی موندن...
این اتفاق هم نیفتاد!!

به این صورت که ما هی نشستیم...سوت زدیم....و منتظر شدیم که :
 ایها الناس...یکی بیاد منت کشی کنه...
یکی بیاد خواهش کنه که ما نریم...!!
یکی بیاد...

نه!! کسی تحویلمون نگرفت!!
این شد که بنده شخصا دست به کار شدم و از خودم خواهش کردم که باهام قهر نکنه...
و این وبلاگ بس فاخر و ارزشمند رو هم ناکار نکنه!!


.....و اینگونه شد که ما پس از 2-3 روز بحران شدید به آغوش جامعه برگشتیم و حالمون (نسبتا) خوب شد!!


به امید بهبود وضعیت نابسامان کلیه جوانان!!

 

***************************************************


نوشته ام برای تو و انتظار میکشم
به روی بوم خالیم فقط بهار میکشم

خدا مرا نگاه کرد و واژه ای خلاص شد
در این بهار پر امید، صد چنار میکشم

همیشه انتظار ها چو نغمه است بعد ازین
به روی آن چنار ها هزار سار میکشم

مخواه مرگ قلبی از حوالی غروب را
که من همیشه عشق را به پای دار میکشم

غرور کودکانه ام هنوز شست می مکد
چرا ازو که بچه است ، همیشه کار میکشم


نمان اگر نخواستی، من اشتباه میکنم
که دور طرح عشق تو فقط حصار میکشم...

 

"صبا حاتمی"

 

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23:35 توسط نرگس خانوم| |

 

 

دوست جانمون...فاطمه خانوم گاهی یه اثر هنری از خودشون میذارن...

ما حسودیمون شد!!!

این تابلو رو من به مشاورمون هدیه کردم...وقتی شر کنکور کنده شد!!!

خط و تذهیبش مال استاد نرگس خانومه!!!!!!!

 

 

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 0:22 توسط نرگس خانوم| |

 

 

خال مه رویان سیاه و دانه فلفل سیاه

هر دو تا خالند اما این کجا و آن کجا

فعله ی زحمت کش و فرد رباخوار و خبیث

هر دو فعالند اما این کجا و آن کجا

آن خورد نان حلال و این یکی مال حرام

هر دو خوشحالند اما این کجا و آن کجا

این خر لنگ من و آن بنز آقای کذا

هر دو اموالند اما این کجا و آن کجا

بچه غمگین مسکین طفل شنگول غنی

هر دو اطفالند اما این کجا و آن کجا

این یکی از هجر یار و آن یکی از هجر پول

هر دو می نالند اما این کجا و آن کجا

آن یکی از فرط سیری این یکی از گشنگی

هر دو بی حالند اما این کجا و آن کجا

 

اسماعیل مزیدی

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 12:4 توسط نرگس خانوم| |

 

 

سلام سلام!!
دیشب بعد از مدتها زود خوابیدم!!!
صبحشم کلی حال کردم کلاس نداشتم (چه عجب!) تا 9 خواب بودم!!

من ساعت 9 :
ییهو از خواب میپرم....بدو بدو لباس میپوشم...
9.20 :
تلفن زنگ میزنه....پاشو دیرت شد...!!!
هه!! خودم بیدارم!!


9.40
 :
نرگس...کارت ماشین یادت نره....
- بابا داره دنبال کارت میگرده!!
بابا:
پیش خودته!!
ای واااای..راست میگی!!
3طبقه میام بالا....
تا میام بردارم...یادم میفته که گواهیناممو نبردم!!!
من....بدو بدو....

10 کلاس دارم...ریاضی 2 که معمولا استادش بعد خودش راه نمیده...
بدجور دیره!!!

دیدین وقتی عجله داری بد میاری!!؟؟

9.45....
تا میپیچم تو نیایش....
موبایلم زنگ میزنه...
الو...تو راهم....

**پراید...بزن کنار!!!
جانم؟؟؟؟
ییهو تو آینه دیدم یه بنز! پلیس بزرگراه پشتمه!!!
ای وااااااااااااااااااای
حالا چیکار کنم!!!؟؟؟


**بیا مدارکتم بیار!!!
اصلا نفهمیدم این موجود کی پشتم سبز شد!!!

آقا به خدا...جان 6تا بچم...
آقا من زن و بچه دارم....
جون مااااااااااااااادرت....

یه کم واسش گریه زاری کردم....
گفتم آقا گواهینامم گناه داره!!
نمره منفی ندین!!

آقا به جان خودم من این کاره نیستم!!
کلی مقرراتیم!!
ناسلامتی تازه گواهینامه گرفتم!!


نوچ!!!
اثر نداره!!
خانوم خوب میزدی کنار حرف میزدی!!
آقا به خدا شما مهلت ندادی!!!

بیا...واست کمتر نوشتم!!
نمره منفیم نداشت...تخلف مهلک نبود!!

9.50...
من....عجله....ترس....
10....
حالا که دیره جلوی ساختمون اجلاس ترافیکه!!!
بابا من دیرمه!!

پارک میکنم...
بدو بدو سمت در....
خانوممممممم
ورودی خواهران!!!
اااااااااااااااااااه
بابا دیره!!!
ترافیکیه اونجا!!!


-مگه کوچولویین که بهتون بگیم جوراب بپوشین!!!؟؟


اههههه
برین کنار...دیرمه!!!
من جوراب پامه!!


حالا هیچوقت کارت نمیبیننا!!

بدو بدو.....
آخ
رسیدم....
استاد...
میشه بیام تو؟؟
بفرمایین!!!
جانم؟؟؟؟
آخ جون...

 

خداییش با اینکه ترسیدم خیلی...تجربه خوبی بود....
اولین جریمه ای که شدم!!!
همیناست که خاطره میشه!!


دلتون شاد

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:18 توسط نرگس خانوم| |


Design By : Night Skin