نرگسانه
فقط قراره جای حرفای دلم باشه...
سلام لطفا قبل ازاینکه به خاطر تنبلیم در آپدیت کردن سرزنشم کنید.... اجازه بدین از خودم دفاع کنم!!! هرچند.... تنبلی رو انکار نمیکنم!!!! ولی این هفته واقعا پیچیده بود!!!! درست شدم عین یه آدم آهنی یا یه تراکتور!!! هرروز ساعت 6.50 صبح سر کوچه .... سر قرار....(فکر بد نکنین!!!) برای رفتن به دانشگاه!!! و هرروز تا عصر دانشگاه!!! در واقع تا شب!!! وقتیم جنازم (دور از جون!!) میرسید خونه.... دیگه نا نداشتم..... میدونین چند روزه درست حسابی نخوابیدم؟؟؟ این ترم یه کم اوضاع وحشتناکه!!! از شنبه تا 4شنبه دانشگام.... 2روز تا 4.... 3روز تا 6... و چون از هفته دیگه نیستم.... یه عالمه کار و پروژه و...... بدبختی.... و البته منت کشی از اساتید که بخاطر غیبتم در امتحانات 0 مرحمت نکنن!!! خلاصه.... یه کم شرمنده.... هنوز یخ وبلاگ نویسیم باز نشده!!! نمیدونم چی بنویسم ملت خوششون بیاد!!! لطفا پیش کسوتا راهنمایی کنن!!! التماس دعا سلام · بهانه یا به عبارتی شان نزول این پست اول رسالتی بود که از 1ماه پیش بر دوش خودم احساس میکنم برای اطلاع رسانی!!! · ودوم گله یکی از دوستان از تنبلی من و ننوشتن حرفهای دلم _ اونجور که قرار بود _ . قبل از هرچیز یه خسته نباشید به همه دوستای عزیزم که هفته پیش کنکور دادند....چه کسایی که رفتن نتیجه زحمتشونو ببینن....و چه اونایی که به نیت کیک و آبمیوه...!!! دوم یه تبریک صمیمانه به دوست و خواهر عزیزم _ بهاره خانوم _ و همسر محترمشون به خاطر آغاز ششمین ماه یکی شدنشون... امروز دقیقا 1ماه از دزدیده شدن موبایل من میگذره... اینارو واست میگم که حواستو جمع کنی که واست پیش نیاد!! ممکنه شمام مثل خودم بگین " ای بابا...این چیزا واسه ما پیش نمیاد که!! ما ته حواس جمعی هستیمو....اینا!! " اونایی که منو میشناسن میدونن من چه قدر مواظب وسایلم هستم... لطفا نگو مال دنیا که ارزش این حرفارو نداره...درسته مال دنیاست ولی قبول داری که در مقابل نگهداریش مسئولیم...؟؟ اولین اتفاقی که افتاد شوک حاصل بود!! اینکه کلی خوشبینانه فکر کنی تو دانشگاه ازین اتفاقا نمی افته!! دوم سوء سابقه ای هست که تو پرونده ات ثبت میشه!!! چپ بری راست بیای میگن تو که نمیتونی مواظب یه گوشی باشی میخوای لپ تاپ ببری؟؟؟ ماشین؟؟؟!!! سوم دردسراییه که دنبالش میاد.... تقریبا راحت ترین بخشش سیم کارت سوزوندنه!! بعد اگه بخوای پیگیر گوشی هم بشی..... کم کم خودت منصرف میشی!! مشکل اصلی اینه که به طرز جالبی هیچ قانون خاصی وجود نداره!!! توضیح میدم خدمتتون!! اول رفتیم دادسرای سعادت آباد....گفتن دانشگاتون تو حوزه ما نیست! بعد رفتیم کلانتری ولنجک.... گفتن باید از حراست دانشگاه نامه بیاری!! پس از کلی دوندگی موفق شدم نامه ای از دانشکده بگیرم که حراست باور کنه حرفمو!! متن نامه : " تایید میشود که نامبرده دانشجوی این دانشکده است!!" بردم حراست...گفتن خانوم اگه کارت دانشجوییتم نشون میدادی ما اینو میفهمیدیم!! خلاصه... رفتیم کلانتری.... گفتن نامه حراست نمیخواد!! ( ای آقا خودتون گفتین که!!) - برین دادسرا!! بعدم مسئول مربوطه کاملا امیدوارم کرد ... رفتیم!! گفتن به ما ربطی نداره...!! - برین شورای حل اختلاف!! سرتونو درد نیارم!! خلاصه اش اینه که قانون امروز با فرداش فرق داره!! و حتی قانون این اتاق و اتاق بغلی!! اخذ حال اساسی وقتیه که بفهمی با یه نرم افزار ساده به راحتی میشه شماره سریال گوشیتو عوض کرد!! در کل یعنی برو سوت بزن!!! و همه چیو فراموش کن!! البته مشکلات دیگه ای هم هست!! مثلا من هیچ شماره تلفنی دیگه از کسی ندارم!! یا مثلا عکسهای توش و..... ختم کلام اینکه: همین الان پاشو از هر چیز مهمی که تو گوشیت داری یه کپی بردار... عکساتم پاک کن... و در نهایت.... حواستو جمع کن!!! 360.yahoo.com/ narges_200467 شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونی راه میرم دلم گرفته ، می شينم دلم گرفته سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد عمر من کوه عسل بود ولی افسوس روزای بد انگشت انگشت اونو لیسید ... بعد نشست تا تهشو خورد محمد صالح اعلا اینو خیلی دوست دارم...خواستم شمام ببینین: کاش هم قد بودیم... یا من قد تو فکر میکردم.... آنگاه.... لابه لای آرزوهای قدو نیم قد من... قد بلند میکردی تا.... به اعتبار تکیه گاه امن تو... استوار میشدم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی
شما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگی
واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونی
بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد
واسه یه لحظه هم عاشق نبودم
به من که این همه از رستگاری
فقط دم می زدم عاشق نبودم
یه عمره از دلم ترسیدم و باز
دم آخر منو دیوونه کرده
حالا می ترسم این دیوونه حالی
یه روز از من جدا شه برنگرده
چه آسون اَشک معصوم ِتو یک شب
چکید و دامن دینم رو تر کرد
غبار عادتُ از قلب من شست
نمی دونم چطور امّا اثر کرد
همه دار و ندارم مال چشمات
اگه پشتش بهشتی باشه یا نه
اگه دنیای من پیش از قیامت
داره با چشم تو می پاشه یا نه
به من مومن نگو وقتی که حتی
واسه یه لحظه هم عاشق نبودم ...
| Design By : Night Skin |


